بسم الله الرحمن الرحیم
آقا ما اومدیم بالاخرهبه جهت اصرار فراوان و پیگیری های جدی دوستان-که اصولا وجود خارجی ندارن- مبنی بر حضور بنده در این فضای پر پیچوخمِ وقتگیرِ سختگیرِ(دیگه برو تا تهش...) بر آن شدیم که بشیم دیگه... وبلاگنویسالبته ما قبلا هم بودیم ولی کمپیدا یا ناپیدا بودیم. مثلا اولین وب
توقع زیادیه مگه؟خب آدم دلش میخواد بنویسه دیگه... وراجی نه هااا، حرف حساب... حرف دل!اما اون زمان خوبه گیر نمیاد. چرا؟ چون از سر صبح تا ته شب بیرونم و وقتی میرسم خونه درازکش با نگاهی معنادار خیره به سقف که ای داد امروزم چه زود گذشت و چجورم گذشت...یه هفتهس همش اینطوری میگذره روز و روزگار... انگار نه